سلام به همه خوانندگان ایران تو مالزی
امیدوارم که حالتون خوب باشه و گرمای تابستون اذیتتون نکرده باشه و همیشه شاد و پر انرزی باشید ، زیر سایه آقا مولا علی (ع).
اگه یادتون باشه چند وقت پیش ، بهتون قول داده بودم که یک پست جالب ، میخوام براتون بنویسم ، که الان دیگه موقعش رسیده . همین اولش بگم ، که این پست ممکنه یه کم طولانی باشه ولی سعی میکنم یه طوری بنویسم که خسته کننده نباشه براتون .
ولی قبلش یک مطلب رو میخوام بگم خدمتتون که فکر کنم جالب به نظر برسه .
یادم میاد اون قدیمها ، که سایت نداشتم و وب نویسی نمیکردم ، هر وقت میرفتم توی وبسایتها و مطالبشون رو میخوندم ، همش آرزو میکردم ، که یه روزی منم یه سایت داشته باشم و هر روز کلی دوست مهربون بیان و ازش بازدید کنند و مطالب منو بخونند .
وقتی که این سایت رو راه اندازی کردم ، باز هم این آرزو رو داشتم ، الان که میبینم ، تقریبا روزی 1000 نفر میان از این سایت بازدید میکنند ، میگم خدا جون ، چقدر زود ارزوی بنده هاتو براورده میکنی !!!!!!!!!!!!!
از این موضوع خیلی خوشحالم و خوشحالتر از همه اینکه ، این سایت خوانندگان خیلی خوبی مثل شما داره .
همون طور که از نوشته های من مشخصه ، همیشه سعی کردم که مطالب سایت رو دوستانه بنویسم ، و از حالت خشک و کتابی درش بیارم ، تا شما هموطنان خوبی که میخواهید از من مشاوره بگیرید ، خیلی راحت بتونیم با هم حرف بزنیم .
ولی در طول این مدت ، دوست داشتم که شما دوستان خوبم از وضعیت پشت پرده این سایت ، باخبر بکنم ، یعنی اینکه بهتون بگم که میلاد این پشت مشتها داره چیکار میکنه و توی اتاق کار میلاد ، در مالزی چه خبره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدونم که براتون جالبه ولی بهتون نمیگم ...
میدونم الان میگی ای بابا میلاد ، یک ساعته داستان لیلی و مجنون گفتی ، 15 سال پیش هم قول دادی این پست رو بنویسی ، حالا که موقعش شده ، نمیگی ؟؟؟؟
خوب حالا که حدسم درست بود ، پس میگم .
حالا چی میخوام بگم ؟ میخوام یک روز زندگی میلاد رو در مالزی براتون بنویسم و در کنارش بگم که :
آیا تا به حال موقع روشن شدن کامپیتر میلاد ، به این فکر کرده بودین که چه اتفاقی می افته ؟
آیا تا به حال به این فکر کرده بودی که وقتی روز در مالزی شروع میشه ، چه اتفاقات خاصی برای میلاد می افته ؟
باور کنید وقتی داشتم به مالزی میومدم اصلا انتظار همچین روزهای قشنگ و شلوغی زندگی و مشغله زیاد رو نداشتم ، ولی لطف خدا و دعای خیر شما بود ، مطمئن باشید ، میلاد هم دیگه عادت کرده و از این وضعیت کاملا راضی هست ولی باز هم به کمکتون و همکاریتون نیاز داره .
برم سر اصل مطلب :
پشت صحنه یاهو مسنجر و ایمیل و موبایل میلاد در مالزی :
من همیشه ادرس آی چت در یاهو مسنجر رو توی سایت میذاشتم ، تا اگه زمانی دانشجویی از ایران میخواد زنگ بزنه و استرس داره ، یا اینکه هزینه تلفن براش سنگینه ، بتونه راحت از طریق یاهو مسنجر ، به صورت آن لاین صحبت کنه ، بر همین اساس میلاد تصمیم گرفت که یارانش را یاری نماید و ادرسی از آی دی چت در یاهو مسنجر را بر دیوار این سایت بچسبایند ، که ناگهان ، بعد از انجام این کار ، میلاد تصمیم گرفت که آی دی یاهو مسنجر را از دیوار این سایت بیچاره ، حذف نماید .
میدونید چیه بچه ها ؟
ای کاش یک عکس از لحظه باز شدن یاهو مسنجر براتون میذاشتم ، ولی حیف که ندارم .و یا اینکه از ایمیلها و یا اس ام اس ها و یا صدای ضبط شده از تماسها ی ورودی به موبایل میلاد ، ولی گفتم شاید دلتون بسوزه برام ، دیگه این کار رو نکردم ، ولی در کنارش این پست رو زدم که یه کوچولو توضیح بدم شما هم از پشت صحنه باخبر بشید .
خوب وقتی از خواب بیدار میشم ، چون عادت ندارم موبایلم رو شبها خاموش کنم ، میذارم روی سایلنت ، صبح که نگاه میندازم میبینم چندین عدد تماس ناموفق و چندین پیغام روی موبایلم هست .
حالا این تماسها برای زمانی هست که میلاد خوابه .
طرف ساعت 4 صبح از ایران اس ام اس زده : آقا میلاد بیداری ؟ میخوام تماس بگیرم ؟
الله اکبر
طرف اس ام اس میزنه میگه ، آقا میلاد من با ایرانسل دارم مزاحم میشم ، اگه ممکنه من 1 ساعت دیگه تک زنگ میزنم ، شما بهم زنگ بزنید ، چون من شارژ ندارم .
الله اکبر
بعضی وقتها فراموش میکنم موبایل رو بذارم روی سایلنت ، یه دفعه میبینی ساعت 3 صبح هی داره زنگ میخوره ، حالا مگه دست برداره ؟ میلاد هم از سر دلسوزی نکنه برا کسی مشکلی پیش اومده ، یا کسی کار واجب داره ، بر روی دکمه کال فشار میده و به صدای ته چاهی میگه الوووووو
طرف میگه اوخ اوخ اوخ آقا میلاد خواب بودی ؟ من از ایران زنگ میزنم ، میخواستم ببینم دانشگاه یو سی اس آی رشته زبان انگلیسی داره ؟
الله اکبر
طرف اس ام اس میده ، میلاد جون چرا هر چی زنگ میزنم برنمیداری ؟
الله اکبر الله اکبر
خوب این از داستان موبایل بود ، حالا طول روز تا موبایلم زنگ بخوره ، اگه موقع غذا خوردن هم باشه ، من جواب میدم با صبر و حوصله تمام .
وقتی موبایلم زنگ میخوره و کسی جواب نمیده ، بدونید ، یا میلاد توی جلسه ای هست یا در بانک هستم ، یا در دانشگاه و قسمتی از دانشگاه که نتونم جواب بدم ، یا اینکه با ماشین سر چهار راهم و پلیش روبرومه .
در غیر اینصورت من جواب میدم .
ولی انصافا صفحه تماس با میلاد رو بخونید !!!!!!!!!!! جون من برین یه نگاه بندازید !!!!!! آقا جون مالزی 3 ساعت و نیم با ایران اختلاف ساعت داره ، از اول مهر هم که میشه 4 ساعت و نیم ( چون ساعت ایران تغییر میکنه ) مثلا طرف میره تمام خوشی هاشو شب نشینیهاشو میکنه ، حالا ساعت 12 شب میاد خونه ، میگه خوب فرصتیه بزار یه زنگ به میلاد بزنم ، ببینم کار مارو تا کجا انجام داده .
برراد من ، میلاد اون موقع شب 128 شتر تو خواب دیده بذار یه چند ساعت دیگه بیدار بشه .
توی روز هم به چندین دانشجوی ایرانی اینجا گفته ام ، اگه یک روز شما موبایل منو گرفتین و تا اخر شب هیچ تلفنی بدون جواب نموند و هیچ کسی ناراحت نشد ، من جایزه بهتون میدم ف باور کنید کسی قبول نمیکنه ، کارش حسته کننده هست ولی با عشق به شما عزیزان و دوستان خوبم و لطف خدای بزرگ و دعای خیر شما اصلا ادم احساس خستگی نمیکنه.
این هارو گفتم که فقط بدونید و بدونید و بدونید و بدونید .
ولی برادر جان و خواهر محترم ، میلاد هیچ وقت هیچ اس ام اسی رو جواب نخواهد داد .
حالا هی اس ام اس بزن تا خسته بشی .
از اون ور هم شارژ ایرانسلت تموم میشه ، بدو برو دکه سر کوچه ، 5 تا هزاری بده واسه اس ام اس های فردات .
این از موبایل و حالا بریم سراغ یاهو مسنجر :
من وقتی میام کامپیوتر رو روشن میکنم ، اولین کار اینه که برم توی آی دی یاهو مسنجر ، باور کنید به محض اینکه ، این آی دی باز میشه ادم احساس میکنه که صفحه کامپوتر داره میلرزه و ازش آف لاین میریزه بیرون .
حالا اگه یک یا دوتا باشه ادم میشینه میخونه ، یه چیزی حدود 111235478284749 تا آف لاین از شهرها و ادمهای مختلف و سوالات مختلف ، به این آی دی بیچاره فرستاده شده ، که اگه کامپیوتر رو ریستارت نکنم ، باور کنید باید تا 2 روز فقط پنجره ببندم تا به آیکنهای روی مانیتور برسم .
وای وای وای
حالا تعدادشون بماااااند ، اگه 4 تاشون رو بخونی ، مخت سوت میکشه و شاید راهی یک بیمارستان 128 تخته خوابه هم بشید دور از جونتون .
برای نمونه چند تا رو بگم :
طرف توی یک پنجره کوچیک ، 10 تا سوال پرسیده و هر سوال 10 قسمته و هر قسمت رو اگه بخوای جواب بدی ، حداقل 2 صفحه جواب داره .
حالا من با این آف لاین چیکار کنم ؟
چاره ای ندارم که پنجره رو ببندم ، تا سکته نزنم و این سایت بی میلاد بمونه .
طرف میبینی توی یاهو مسنجر داستان دوران کودکی تا دانشگاه رفتنش رو برام ارسال میکنه و اخرش هم 40 تا سوال میپرسه .
حالا من همه این پنجره ها رو میبندم با تلاش زیاد ، بعضی مواقع هم از همسر کمک میگیرم .
فردا میام دوباره یاهو مسنجر رو باز کنم ، میبینی 143 نفر جدید آف لاین گذاشتند ، و نفرات قبلی هم که من جواب نداده بودم ، همشون دوباره از اول برام آف لاین گذاشتند که آفلاین های بار دوم به این صورته دیگه :
آقا میلاد سلام ، دیروز براتون آف گذاشتم همچنان منتظر جوابم .
نفر بعدی : آقا میلاد چرا جواب آفلاینهای منو نمیدی
نفر بعدی : اقا میلاد اگه جواب نمیدی بهم بگو تا دیگه منتظر نمونم
نفر بعدی : اقا میلاد من براتون آف گذاشتم تا لیست رشته های فنی همه دانشگاههای رو با هزینه هاشون رو برام ارسال کنید ، پس چی شد ؟
میبینید ؟ دیگه مانیتور کفری شده بود از دستم ، بعضی وقتها میترسیدم ، دیگه بیام به طرف کامپیوتر ، یه حسی بهم میگفت : الان یه دست اهنین از پشت کامپوتر در میاد و سر میلاد و از وسط نصف میکنه ، خوب ادم میترسه دیگه ! مگه نه؟
همین ترس باعث شد که من آی دی یاهو مسنجر رو از توی سایت بردارم که نکنه اون دسته بیاد سراغم ، حالا وقتی دیدم که لولو رفته دوباره ای دی رو میذارم .
حالا این تمام شد برادر ، حالا این تمام شد خواهر ، حالا این تمام شد خواننده ایران تو مالزی ، بریم سراغ اصل مطلب .
همتون جیمیل میلاد رو که در لابلای نوشته های این سایت و در جاجای این سایت ، چشمک میزنه رو میشناسید مگه نه ؟
تا حالا فکرش رو کردی که بخوای یک ایمیل به دوستت بزنی که چقدر وقتت رو میگیره ، یا اینکه بخوای ایمیل یکی از دوستات رو جواب بدی و حوصله نداشته باشی ؟
حالا یک لحظه فکرش رو بکن که هر روز بخوای 100 تا 150 تا ایمیل با موضوعات مختلف و سوالات مختلف رو جوای بدی .
حتی فکر کردن به این موضوع فکر کنم سخت باشه براتون ، چه برسه به اینکه براتون اتفاق بیافته .
ولی زندگی میلاد در مالزی ، به همین نحو هست ، ولی میلاد روزی حداقل 100 تا150 تا ایمیل جواب میده ، ولی میلاد بعضی مواقع برای یک ایمیل حداقل چندین دقیقه وقت میذاره .
ولی میلاد هر روز که این کار رو میکنه ، نمیدونم چرا خستگیش رفع میشه ، و عشقش برای کمک به هموطنان در مالزی زیادتر میشه .
ولی ولی ولی
ولی ولی
ولی
بعضی مواقع میلاد از جواب دادن به ایمیلها خسته میشه و بعضی مواقع که داره ایمیل جواب میده ، پشت کامپیوتر و نیمه های شب روی صندلی خوابش میگیره و میخوابه .
کار قشنگیه ف قربون خدای مهربون برم که توفیق این کار رو بهم داد ، در صورتی که میلاد موقع اومدن به مالزی ، انتظار نداشت که روزی حداقل 2 تا 3 ساعت فقط ایمیل جواب بده .
ببینید دوستان خوبم ، همون طور که گفتم روزانه تقریبا 150 تا ایمیل جواب میدم ، ولی بعضی مواقع ایمیلها رو با تاخیر جواب میدم ف بعضی مواقع واقعا من نمیتونم تا 2 روز بیام سراغشون ، ولی بالاخره جوابش رو میدم .
حالا اگه این ایمیلها خوشگل و مرتب و خوشتیپ و ایرونی باشه ، من اصلا خسته نمیشم .
ولی بعضی از مواقع یه ایمیلهایی برام میاد ، که نگو و نپرس ، همون ایمیلهای فضائی که واقعا من احساس میکنم این ایمیل رو از فضا برام فرستادند ، بعضی وقتها میگم نه شاید این ایمیلها رو خورزو خان برام فرستاده .
حالا الان میگین ، بابا میلاد مگه چه ایمیلیه ؟
قبلا ما خونمون طبقه 12 بود الان یه چند طبقی اومدیم پائین بعد از اسباب کشی ، که با دیدن این ایمیلها اگر هم بخوام از پنجره بپرم پائین چیزیم نمیشه ، آخه همش 8 طبقه هست .
طرف ایمیل میزنه مثلا میپرسه : آقا میلاد من میخوام برای فلان رشته شرکت کنم ، و منم میگم مثلا به این دلایل شما نمیتونید شرکت کنید و در فلان دانشگاه میتونید شرکت کنید .
خوب این میگذره ، میگذره ، تا 6 ماه بعد ، یه دفعه میبینی طرف ایمیلشو اصلا ریپلای نکرده و یه ایمیل جدیدی فرستاده و فقط توش نوشته : آقا میلاد دیگه چه دانشگاهی میتونم ؟
این ایمیل رو آدم میبینه هنگ میکنه ، من الان که ایمیل رو جواب بدم ، 1 ساعت بعدش یادم میره که از کی بود و در چه موردی .
چطوری یک نفر از 6 ماه پیش رو بشناسم ، بعد از چند تا ایمیل دیگه خودش رو معرفی میکنه و میگه که اره من همونی هستم که 6 ماه پیش ایمیل فرستادم .
حالا اینها خوبه .
طرف ایمیل میزنه که نمونش رو اینجا میزارم :
آقا میلاد خسته نباشید ، من میخوام یه زحمت خیلی خیلی کوچولو بهت بدم ، ازت میخوام که به عنوان یک هموطن در مالزی به من کمک کنید ، میخوام بری در همه دانشگاههای مالزی تحقیق کنید و لیست رشته های زیر شاخه مکانیک رو با لیست کلیه دروسشون در دانشگاههای را با هزینه هایش برام ارسال کنید .
الله اکبر
من اگه 2 سال وقت بذارم که نمیتونم این جواب رو بدم .
دیدین بچه های !!!!!!! از اون ایمیلهایی بود که میلاد در حالت هنگیده ، خودش را به پائین پرتاب میکند .
یک ایمیل کاملا تاریخی ، که از ایران به دستم رسید را برایتان اینجا میگذارم تا شما هم هنگ کنید .
ایمیل از آقای ایکس که در مرداد ماه به دستم رسید :
ایمیل اول :
سلام میلاد جان ، من ساییت را خواندم ، خیلی برایم مفید بود ، پدرم میخواست با شما صحبت کنه ، اگر ممکن است شماره تماستان را بدهید ، چون در سایت من ندیدم .
جواب از میلاد برای ایمیل اول :
سلام دوست گرامی ، من شماره تماسم را در اکثر صفحات سایت گذاشته ام و در اولین صفحه سایت هم هست ، ولی باز هم بهتون میدم 0060129172726
ایمیل دوم :
میلاد جان سلام ، شماره ات را گرفتم ، فردا عصر با پدر قرار گذاشتیم که تلفنی باهاتون صحبت کنیم ، نمیشه یه راهی بگید که هزینه تلفن ما کمتر بشه ؟
جواب از میلاد برای ایمیل دوم :
سلام دوست گرامی ، بهترین راه اینه که از طریق کارت تلفنهای مخصوص تماس با خارج از کشور ، که در اداره های پست و مراکز مخابرات سراسر کشور هست استفاده کنید ، که تقریبا دقیقه ای 70 تومان براتون میفته .
ایمیل سوم :
میلاد جان سلام ، من میدونم ناراحت شدین که تلفنت رو گرفتم ، و الان هم قسمت نمیشه که بهت زنگ بزنیم ، شاید به این دلیله که شما راضی نیستین که شماره تماس را داده اید . خلاصه من فقط میخوام راهنمائیم کنید .
جواب از میلاد برای ایمیل سوم :
سلام دوست خوبم ، این حرفها چیه ، من که شماره ام را در سایت گذاشته ام تا هر زمانی کسی میخواست استفاده کنه ، شما اگر برایتان مقدور نیست که تماس بگیرید ، این شماره رابط من در ایران هست میتونید باهاشون تماس بگیرید .
ایمیل چهارم :
سلام میلاد جان ، متشکرم از شماره که دادی ، خوب من باید به رابطط چی بگم ؟
جواب از میلاد برای ایمیل چهارم :
.........................................
خداوکیلی ، اگه این دوست خوبمون بجای این همه وقت اطلاعات سایت رو میخوند و توی این 4 تا ایمیل هم 10 سوال میپرسید ، به همه چیز نمیرسید ؟
آخه اصلا سایت رو نخونده بود ، چون اگه خونده بود ، شماره موبایل من رو حتما پیدا میکرد .
به اینها میگن ایمیلهای فضایی ، دیگه ایمیل پنج و ششم رو که برام ارسال کرد ، باور کنید ، یک لحظه فکر کردم ، که این دوستمون داره از فضا ایمیل ارسال میکنه .
آخرش میدونید به کجا رسید ؟
شماره تماسش رو گرفتم و خودم باهاش تماس گرفتم . به به ، به به
ایمیل میلاد حالا حالاها داستان داره بچه ها .
کنار میز کامپیوتر هم دیگه شکسته از بس سرم رو کوبیدم کنارش از دست ایمیلهای فضایی .
خوب بگذریم دوستان ، این پست طولانی رو براتون نوشتم ، که یه کم از وضعیت کامپیوتر و اتاق کار میلاد باخبر بشید و موقع ارسال ایمیلهاتون یه خورده انشاءلله دقت کنید تا من هم به خوبی بتونم همه ایمیلها رو با جوابهای دقیق براتون ارسال کنم .
حالا میدونید چه ایمیلهایی میلاد رو خسته نمیکنه ؟
حالا میدونید چه ایمیلهایی رو میلاد خیلی دقیق جواب میده ؟
حالا میدونید چه ایمیلهایی جوابشون کاملتره ؟
حالا میدونید چه ایمیلهایی.................؟
اون ایمیلی که توش حداکثر 4 تا سوال بپرسید
اون ایمیلی که هر سوالش رو با یک رنگ بنویسی
اون ایمیلی که در اولین بار شرایططتون رو کامل و خلاصه توی یک خط برام ارسال کنید
اون ایمیلی که همیشه ریپلای میشه
اون ایمیلی که داستان لیلی و مجنون توش ننویسین
اون ایمیلی که به زبان فارسی نباشه ( منظورم اینه که به زبان فینگلیش بنویسید )
اون ایمیلی که ارسال کنندش ، همه مطالب سایت رو خونده باشه
اون ایمیلی که وقتی ارسال کننده اش داره الان این پست رو میخونه سردرد نگرفته باشه و خسته نشده باشه .
اون ایمیلی که....
اون ایمیلی ....
اون ....
خوب این هم از این ، فکر کنم دیگه انگشتام خسته شده ، ولی وایسین تا من بده کاریم رو هم بهتون بدم .
تشکر تشکر تشکر
یک تشکر جانانه میکنم از همه دوستانی که وقتی مطالب من رو میخونند ، در لینک نظرات نظرشون رو مینویسند و میلاد رو پر انرژی میکنند ، نظراتتون قشنگ بود ، مرسی مرسی مرسی .
و در اخر یک خواهش :
در قسمت نظرات لطفا سوال نپرسید ، این قسمت فقط برای درج نظر شما در مورد کمیت و یا کیفیت اون پست هست .
و باز هم تشکر به خاطر اینکه وقت گذاشتین ، این پست رو خوندین ، انشاءلله که دیگه این سایت پست طولانی نداشته باشه تا شما هم خسته نشید .
من که انگشتام خسته شد ، حالا شما هم یک کم انگشتاتون رو به کار بندازید ، در قسمت نظرات این پست ، نظرتون رو در مورد این پست و در مورد ایمیلهای فضایی برام بنویسید و هر کسی هم از خوندن این پست خسته شده برام نظر بذاره تا بدونم که دیگه پست طولانی بنویسم یا نه .
مرسی از همتون
مواظب خودتون باشید
به امید دیدار در مالزی
میلاد